الملا فتح الله الكاشاني

159

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

وَ الإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ و اول اصح قولين است زيرا كه ممكن است كه خداى تعالى بنده را در بهشت ملجأ سازد بفعل حسن و ترك قبيح پس آن مستلزم اهمال و عبث نباشد و مؤيد اينست اينكه در آيه واقع شده كه اطفال از روى تفضل در بهشت خواهند رفت نه بر وجه ثواب آورده‌اند كه چون حقتعالى آدم را در بهشت بر سرير كرامت نشاند و تاج عزت بر سر او نهاد و لباس مفاخرت در بر او كرد و غلمان و ولدان در پيش او در مقام خدمتكارى تعيين فرمود و رضوان و حوران را در پايهء ملازمت او مقرر نمود ابليس عرق حسدش در حركت آمده با خود در اين فكر بود كه بچه نوع آدم را از اين منصب معزول سازد و چون حقتعالى او را از شجره مذكوره نهى فرمود ابليس فرصت يافته با خود گفت وقت آنست كه باغوا و اضلال او پردازم و خود را از دغدغه فارغ سازم بيامد و در دهن مار درآمد و از وى درخواست كه مرا بآدم رسان مار بدستيارى طاوس او را ببهشت رسانيد پس ابليس بيامد و در برابر آدم و حوا بايستاد و گويند كه او از دهن مار بيرون نيامد بلكه بيكطرف دهن او آمده خود را بآدم و حوا نمود و آغاز گريه كرد ايشان او را نشناختند با او گفتند چرا مىگريى گفت بجهة موت شما و زوال اين نعمت و كرامت از شما گفتند علاج اين چه باشد گفت خوردن درخت خلد كه موجب خلود و تابيد شماست و اشارت به آن درخت منهى كرد گفتند ما را از آن نهى كرده اند چگونه باكل آن اقدام نمائيم گفت اين نه از آن درختست كه شما را از آن منع كرده‌اند سوگند ياد كرد كه من در اين امر نيكخواه شماام و از محض دولتخواهى شما را به اين دلالت ميكنم كما قال اللَّه تعالى حكاية من قوله هَلْ أَدُلُّكَ عَلى شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَمُلْكٍ لا يَبْلى و ما نَهاكُما رَبُّكُما عَنْ هذِه الشَّجَرَةِ إِلَّا أَنْ تَكُونا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونا مِنَ الْخالِدِينَ وَقاسَمَهُما إِنِّي لَكُما لَمِنَ النَّاصِحِينَ و چون ايشان گمان نداشتند كه كسى بنام حق تعالى سوگند بدروغ خورد بنا بر اين بسخن او فريب خورده باكل آن شجره مشغول شدند * ( فَأَزَلَّهُمَا ) * پس بلغزانيد قدم آدم و حوا را * ( الشَّيْطانُ ) * ابليس پر تلبيس * ( عَنْها ) * از آن درخت يعنى از جهة آن شجره و وسيلهء آن اصدار زلة ايشان نمود بسبب آن حامل ايشان شد بر ذلة يا آنكه ضمير عنها راجع بجنت باشد يعنى ازلال و اذهاب ايشان نمود از بهشت * ( فَأَخْرَجَهُما ) * پس بيرون كرد ايشان را اسناد ازلال و اخراج ايشان به شيطان جهت آنست كه او سبب ازلال و اخراج ايشان شده و اگر نه حقيقة حقتعالى آدم و حوا را بيرون كرد * ( مِمَّا كانا فِيه ) * از آنچه بودند در آن از مرتبه عظيمه و درجه رفيعه و اصناف نعمت و انواع كرامت بعضى گفته‌اند كه چون ابليس از سجود ابا نمود او را از بهشت منع كردند و نگذاشتند كه بعد از آن ببهشت رود كقوله تعالى فَاخْرُجْ مِنْها فَإِنَّكَ رَجِيمٌ پس وسوسه او از خارج بهشت بوده باشد